القاضي سعيد القمي
مقدمه 13
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
تصنيف ضنت مىنمود ! وأو را مختصرى هست در طبيعيات ورسالهء در وجود ورسالهء در كون وتكليف وأو عالم بود بلغت وفقه وتاريخ وقرآن وقرائات آن [ ماجرايى از عمر خيام ] روزى عمر خيام به پيش عبد الرزاق وزير درآمد امام قاريان أبو الحسن الغزالي پيش أو بود ودر اختلاف قرائت مباحثه داشتند وزير گفت به دانائى رسيدم وعمر خيام را از آن سؤال كرد عمر اختلاف قرائت مذكور ساخت وعلت هر يك را بيان كرد وقرائت شاذه را ذكر كرد سپس اظهار نظر نمود وبا ذكر دليل يك وجه را تفضيل كرد غزالى گفت حقتعالى مثل تو علما را زياد گرداند به درستى كه گمان آن نداريم كه احدى از قراء مثل اين حفظ نموده باشد چه جاى حكما حكايت مىكنند كه عمر بخلال طلا دندان پاك مىنمود ودر آن خلال الهيات شفا را مطالعه وتأمل مىكرد وچون بفصل واحد وكثير رسيد خلال را در ميان ورق نهاد وبرخاست ونماز گذارد ووصيت كرد وديگر چيزى نخورد ونياشاميد چون نماز خفتن را ادا نموده سجده كرد ودر سجده گفت : اللهم إني عرفتك على مبلغ امكاني فاغفر لي فان معرفتي إياك وسيلتي إليك أو معتقد بود كه بايد از راه تقوى وپرهيزگارى وانجام وظايف بندگى بتهذيب نفس پرداخت وخدا را از اين راه شناخت ودر أمور اجتماعي وسياست مدنى روش حكماى يونان را تقويت وشاگردان خود را برحسب آن قواعد تربيت مىكرد پيوسته مىگفت ومىنوشت سياست روز حريف خود را قوى وخطرناك مىديد بهمان أصل كلى وقانوني عمومى وحربه ديني متوسل شد وحكيم را از روش خود بازداشت به ناچار مهر سكوت بر لب نهاد زبان خود را بسته وخامه را شكسته وبكنج خموشى نشسته شوق زيارة بيت اللّه وى را بر سر فتاد پا در راه حج نهاد وبسوى مكة رهسپار گرديد خلق را با تو بد وبدخو كند * تا ترا ناچار رو آنسو كند هميشه دستهاى ناپاك ودستههاى خطرناك مقاصد شوم ونيات سوء خود را بوسيلهء مردم سادهدل انجام داده ونقشههاى خائنانه خود را بدست آنان اجرا كردهاند عمر